تبليغاتX
تن تار مجذوب

تن تار مجذوب

معرفی کارگاه مجذوب سازنده سازهای ایرانی و ساز نوین تن تار

 اول و آخر یار

 

معرفی سازهای تولیدی کارگاه :

ازسازهای تولیدی کارگاه میتوان به ساز آیینی تنبور اشاره کرد .این ساز به هر دو شکل چمنی (کاسه چند تکه) و کشکولی ( کاسه یک تکه)  ساخته میشود. ساز عرفانی سه تار نیز به دو شکل ذکر شده

از تولیدات کارگاه میباشد.ساز ابداعی تن تار  (که توسط استاد فقیدفرزانه سید خلیل عالی نژاد طرح ریزی و توسط استاد حقیقی پیکر بندی و ساخته گردید ) نیز از تولیدات این کارگاه است.

قسمت تعمیرات :

کارگاه ازبخش مجزایی تحت عنوان تعمیرات برخوردار است و ترمیم اکثر سازهای ایرانی در آن انجام

می پذیرد و خدماتی از قبیل تعويض صفحه و تعويض دسته در سازهاي زهي تعمير كاسه هاي شكسته و پرده بندی مجدد و زه اندازی مجدد و رنگ اميزي ساز به صورت سفارشي   نیز در این قسمت انجام میپذیرد

 

آدرس کارگاه : تهران سعادت اباد

تلفن تماس :۲۲۰۷۵۹۷۷-۰۲۱

 

 

به عزیزانی که برای اولین بار در وبلاگ تن تار مجذوب مهمان ما هستند توصیه میکنیم برای آشنا تر شدن با    کارگاه مجذوب و تن تار از آرشیو هم بازدید بفرمایند.

                                                                       

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:0  توسط پوریا کاظمی  | 

تن‌تار; سازى به ياد نوازنده‌اى بزرگ‌
فريدون حقيقي سازنده ساز «تن تار» اين ساز را بر اساس طرحي از مرحوم عالي‌نژاد در سال 1382 ساخت. اين ساز از يك سمت سه‌تار راست و از ديگر سمت تنبور تا به گفته حقيقي سه چيز را فراهم كند: «اول سهولت در حمل ساز است كه با «تن تار» حمل دو ساز منتفي مي‌شود.
فريدون حقيقي سازنده ساز «تن تار» اين ساز را بر اساس طرحي از مرحوم عالي‌نژاد در سال 1382 ساخت. اين ساز از يك سمت سه‌تار راست و از ديگر سمت تنبور تا به گفته حقيقي سه چيز را فراهم كند: «اول سهولت در حمل ساز است كه با «تن تار» حمل دو ساز منتفي مي‌شود. دوم اينكه هم تنبور و هم سه‌تار است و قابليت و سرعت نوازندگي را بالا‌ مي‌برد. سوم اينكه فاقد كاسه طنيني است و چون كاسه كتابي دارد، سوز خاص و صداي لطيفي دارد.» فريدون حقيقي تن‌تار را از جلد بيرون مي‌آورد و زخمه‌اي به تنبور و سه‌تارش مي‌زند و مي‌گويد: هر كدام صداي دقيق خودش را دارد البته سوز بيشتري بر طنين صدا حاكم است. حقيقي درباره طرح اين ساز مي‌گويد: « سيد خليل هميشه در پي نوآوري بود و مي‌خواست سبك جديدي را به وجود بياورد. اين كار را در نوازندگي و آهنگسازي انجام داد و طرح اين ساز را نيز او ريخت.» فرشاد حقيقي، رهبر گروه تنبورنوازان مجذوب و پسر فريدون حقيقي درباره روزهايي كه با پدر در خانه‌اي در تهران زندگي مي‌كردند، مي‌گويد: «در سعادت‌آباد خانه‌اي داشتيم كه با عالي‌نژاد و پدرم در آن زندگي كردم. حدود پنج سالي شد تا اينكه از ايران رفت. زندگي من با عالي‌نژاد در اين پنج سال سرفصل همه عمر من خواهد بود. تا به حال مردي با اين سجايا و اخلا‌قيات نديده‌ام. متين، موقر، باادب، مهربان و مردم دوست بود و براي همه دل مي‌سوزاند.» عالي‌نژاد در سال 1378 يعني در اواخر اقامتش در تهران طرح اين ساز را به حقيقي مي‌دهد و هرگز فرصت نمي‌كند تا زخمه‌اي بر اين ساز بزند. «تن‌تار» تركيبي از دو ساز مقدس است. تنبور كه براي مردم كرمانشاه ارزشمند و عالي‌مقام است و سه‌تار كه سازي عرفاني محسوب مي‌شود. تنبور از لحاظ دستان‌بندي نيم‌پرده است و بر دستان‌بندي قديم و قبل از اختراع ربع پرده ساخته شده است. به گفته فرشاد حقيقي رديف‌ها و دستگاه‌هايي كه اكنون داريم در قديم بر همان 14 پرده نواخته مي‌شد. به عنوان مثال ماهوري را كه در تنبور مي‌زنيم به عنوان ماهور قديم مي‌شناسند. تنبور خيلي از گوشه‌ها را ندارد و داراي اصل دستگاه‌هاست. به همين خاطر تنها لحن و لهجه دستگاه است كه تغيير مي‌يابد. تنبور، ماهور، شور، اصفهان و چهارگاه را با لهجه‌اي باستاني و قديمي مي‌نوازد. سه‌تار تكامل يافته تنبور است. حجم كاسه كوچك شده و تعداد و تنوع پرده‌ها و وسعت صدادهي افزايش يافته است. سه‌تار در قديم داراي سه سيم بوده است و براي همين صداي اين ساز با سه سيم بسيار شبيه به تنبور است. فريدون حقيقي درباره تن‌تار توضيح بيشتري مي‌دهد: «خيلي‌ها به دست گرفتن ساز كتابي عادت ندارند. براي همين شايد در ابتدا برايشان كمي نواختن اين ساز مشكل باشد. اما بايد قلق آن را به دست بياورند تا به سهولت آن را بنوازند.» وي تاكيد مي‌كند كه ادغام دو ساز در يك ساز در تاريخ موسيقي ايران بي‌سابقه بوده و شايد بتوان گفت كه در جهان نيز بي‌سابقه است. حقيقي ساخت تن‌تار را بدعتي در سازسازي مي‌داند و مي‌گويد: «اينكه نمي‌شود هرچه را از قديم مانده عينا استفاده كرد. مگر در قديم اينگونه رفتار مي‌كردند؟ اضافه شدن يك سيم به سه‌تار و ابداع ربع پرده و ساخت تار از همين نوآوري‌ها بوده است.» رامين كاكاوند، آهنگساز گروه ارغنون و از اعضاي اصلي گروه باباطاهر كه با سيدخليل عالي‌نژاد همكار بود نيز درباره«تن‌تار» مي‌گويد: « تن‌تار قدرت نوازندگي را بالا‌ مي‌برد. نواختن اين ساز باعث مي‌شود تا نوازنده بتواند به سهولت روي سن از هر دو ساز تنبور و سه‌تار استفاده كند.» فريدون حقيقي هنوز هم «تن‌تار» مي‌سازد ولي بايد سفارشي باشد: «هركسي مايل به نواختن اين ساز نيست. اگر سفارش اين ساز به من شود حدود 20 روز طول مي‌كشد تا آن را بسازم.» مهر كارگاه مجذوب روي سازهاي حقيقي، نزد اهالي موسيقي بسيار مشهور است.
                                                
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:58  توسط پوریا کاظمی  | 

به‌ياد نخستين سالگرد فوت استاد يداله اشرفي، سازنده ساز
هنر زيباترين جلوه عشق است
فريدون حقيقي
«هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جريده‌ عالم دوام ما»
استاد يداله اشرفي فرزند شيرمحمد، سازنده و نوازنده ساز عرفاني تنبور در سال 1300 خورشيدي در روستاي فش از توابع شهرستان كنگاور استان كرمانشاه چشم به جهان گشود. ايشان از معدود هنرمنداني بود كه از همان دوران خردسالي تا پايان عمر پر بركتش كه 86 بهار را پشت‌سر گذاشتند، دست از كار و فعاليت، بخصوص در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هنر و موسيقي برنداشتند.
فريدون حقيقي
«هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جريده‌ عالم دوام ما»
استاد يداله اشرفي فرزند شيرمحمد، سازنده و نوازنده ساز عرفاني تنبور در سال 1300 خورشيدي در روستاي فش از توابع شهرستان كنگاور استان كرمانشاه چشم به جهان گشود. ايشان از معدود هنرمنداني بود كه از همان دوران خردسالي تا پايان عمر پر بركتش كه 86 بهار را پشت‌سر گذاشتند، دست از كار و فعاليت، بخصوص در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هنر و موسيقي برنداشتند. چون پدر بزرگوار ايشـان از خـانواده‌‌مـذهبي و از ارادتمندان حضرت علي(ع) بودند و ضمنا در كار زراعت و همچنين صنايع دستي چوبي، انس و الفتي وافر داشتند، لذا‌ايشان به تبعيت از پدر و استعدادي ذاتي كه داشتند، رو به صنايع دستي چوبي آوردند و مدتها هم به حرفه درب و پنجره سازي و آسياباني مشغول بودند. اما از آنجا‌يي‌كه ساز تنبور نزد مردمان اهل حق بخصوص مردم كرد منطقه كرمانشاه از قداست و احترام خاصي بر‌خوردار ‌است و ساز آييني اين جماعت به حساب مي‌آيد و اكثرا با شيوه‌‌نوازندگي‌آن‌آشنا هستند، بنابراين استاد اشرفي رويه‌كاري خود را تغيير دادند و شروع به ساخت سازهاي سنتي از جمله تنبور و تار وسه‌تار نمودند.
سازهاي ايشان با مهر اشرفي در شهرهاي مختلف ايران: كرمانشاه، همدان، شيراز، تهران‌، شمال كشور و بسياري مناطق ديگر مشتاقان فراواني داشت. خداوند به اين هنرمند صاحب نام لطف خاصي عنايت فرموده بود چنانكه ايشان فردي مردم دار‌، مهمان‌دوست، سخاوتمند و دست و دل‌باز بودند و هميشه در راه‌اندازي كار همنوعان خود يدي طولا‌ني داشت وآنقدر مناعت طبع داشتند كه هميشه، د‌‌‌‌ر‌‌‌‌‌خانه‌‌او به روي مردم بخصوص قشر هنرمندان گشوده بود و با استاداني مشهور همچون پرويز مشكاتيان، سيدخليل عالي‌نژاد، سيدمرتضي شريفيان و بسياري ديگر از هنرمندان معروف همنشيني داشتند.
استاد اشرفي علا‌وه بر ساخت و تعليم آلا‌ت موسيقي، دستي هم به نواختن مقام‌هاي‌قديمي تنبور داشتند‌و مقامهايي همچون شيخ اميري، شاه خوشيني، طرز و سـاقي‌نامه را با شيـوه‌بسيار دلنشيني مي‌نواختند. استاد در حين كار در كارگاه هنري خود، اشعار مولا‌نا و حافظ و سعدي را‌آنچنان با عشق و علا‌قه زمزمه مي‌كردند كه انسان هيچ‌گاه در محـضر ايشـان احسـاس خستـگي و كسـالـت نمي‌كرد‌. تلا‌ش پرثمر‌و عمر گرانمايه‌اين هنرمند ارجمند و نتيجه هنر ارزشمند ايشان در منطقه، باعث كارآفريني و اشتغال‌زايي عد‌ه‌زيادي از جوانان و نوجوانـان شده‌اسـت.
روستـاي فش يكي ‌از‌بزرگترين توليد كنند‌گان آلا‌ت موسيقي اصيل از جمله تنبور، تار و سه‌تار و لوازم جانبي آن در ايران مي‌باشد كه اولين باعث و باني آن استاد اشرفي بودند. پنجم ارديبهشت ماه سال جاري اولين سالگرد پرواز روحاني اين هنرمند عاليقدر مي‌باشد‌. هميشه ياد و خاطرش گرامي‌باد و دستش از دامان حضرت مولا‌ علي(ع) كوتاه نگردد
                                                                              
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:49  توسط پوریا کاظمی  | 

فريدون حقيقي، سازنده ساز:
روح به تنبور رسوخ مى‌کند
محسن ظهوري    
فريدون حقيقي، متولد 1339 از شاگردان برجسته استاد يداله اشرفي است. پس از گذراندن حدود يكسال و نيم در محضر اين استاد، با سيد خليلي عالي‌نژاد آشنا مي‌شود و براي تكميل كار خود نزد او مي‌رود. پس از چندي، او هم به‌همراه عالي‌نژاد كه از شهرستان «صحنه»كرمانشاه براي ادامه تحصيل به دانشگاه هنر تهران آمده بود، رهسپار پايتخت مي‌شود و حدود 6 سال در خانه‌اي در تهران مشتركا به كار ساختن ساز مي‌پردازند. عمده شهرت فريدون حقيقي، ‌ساخت سازي به نام «تن‌تار» است كه ايده آن را از عالي‌نژاد مي‌گيرد. اين ساز كه يك طرف آن سه‌تار و طرف ديگرش تنبور است، كاسه ندارد و نوازنده به راحتي مي‌تواند در بين اجرا، تنبور را پشت و رو كند تا سه‌تار بنوازد. قرار بر اين بود تا به مناسبت اولين سالگرد فوت استاد يداله اشرفي(پنجم ارديبهشت‌ماه 1386)،كه از بزرگترين سازندگان سازهاي سه‌تار، تار و به‌خصوص تنبور در ايران بود، با اين شاگرد خلفش به گفت‌وگو بنشينيم، كه حقيقي، درباره استاد خود يادداشتي براي ما فرستاد. پس، به گفتگو درباره ساخت و صداي تنبور پرداختيم.
ساخت ساز تنبور چه تفاوتي با سازهاي ديگر مثل تار و سه‌تار دارد؟  
  سه‌تار با تنبور فرق زيادي نمي‌كند، ولي اين دو با تار تفاوت دارند. تنبور كاسه و دسته‌اش با سه‌تار متفاوت است، يعني دسته‌اش كوتاهتر و كاسه‌اش بزرگتر از سه‌تار است. پرده‌بندي تنبور چهارده‌تايي و سه‌تار بيست‌وپنج‌تايي است. سه‌تار چهار سيم دارد و تنبور سه‌تا. فرق ظاهرشان از نظر سيم‌بندي است و كاسه و دسته.    
از چه نوع چوبي براي ساخت تنبور استفاده مي‌كنيد؟    
چوب كاسه تنبور از درخت توت ساخته مي‌شود و دسته‌آنهم از چوب گردو است. البته براي تزئين از چوب‌هاي ديگري مثل شمشاد يا عناب يا احيانا آبنوس هم استفاده مي‌كنند. هرچه چوب مورد استفاده كهن‌تر باشد، براي ساخت ساز بهتر است. چوب‌هاي مناطق گرمسير يا كوهستاني، چوب‌كوه‌هاي كرمانشاه، كرمان، مشهد و شيراز براي اين‌كار مناسبند. ساز تنبور به دو صورت ساخته مي‌شود. يكي به‌صورت كشكولي يا كاسه‌اي و يك تكه است و يكي هم به‌صورت تركه‌اي يا چمني كه تكه‌تكه است. امروزه بيشتر سازها را تركه‌اي مي‌سازند.    
كدام بهتر است؟    
از نظر دوام، ساخت ساز به‌صورت كشكولي بهتر است و از نظر صدادهي، تركه‌اي مناسب است.    
چرا؟    
چون براي ساخت ساز به صورت تركه‌اي نوع چوب را خود سازنده انتخاب مي‌كند، ولي در روش كشكولي، با كنده چوبي طرف هستيم كه بايد آن را به‌صورت كاسه درآوريم و انتخابي در نوع آن نداريم. البته در سازهاي كشكولي هم پيش مي‌آيد كه چوب خوبي باشد و صدادهي مناسبي بدهد.    
نوع چوب چه تاثيري در صدادهي ساز دارد؟    
هرچه چوب كهنه‌تر باشد و مثلا بيش از 100 سال عمر كرده باشد، شيره‌ها و صمغ آن خشك شده و منفذهاي آن باز شده است. وقتي چوب توت را كه عمر زيادي كرده باشد به‌صورت لايه نازكي ببريد و در مقابل نور قرار دهيد، لايه‌لايه و سوراخ‌سوراخ مثل آنكه لانه زنبور است، مشخص است. هرچه چوب كهنه‌تر باشد، اين آوندها يا سوراخ‌سوراخ‌ها يا خط ها بيشتر است. اولين موج صدا كه از ضربه زخمه به سيم ناشي مي‌شود، به كاسه ساز مي‌خورد و بعد به بالا مي‌رود. از طريق همين آوندهاست كه انعكاس اين صدا رساتر و زيباتر مي‌شود. كهنگي چوب و البته پخت و پز مناسب آن، كه بستگي به كار استاد دارد تا صمغ آن خوب خشك شود، تاثير زيادي روي صدا دارد.    
اكثر تنبورنوازان مثل كيخسرو پورناظري، اعتقاد دارند كه تنبور صدايي عرفاني دارد كه   در ديگر سازها نيست. اين صدا چگونه در ساخت ساز به‌وجود مي‌آيد؟
    در حقيقت ريشه باطني دارد. بيشتر عرفا معتقدند كه روز ازل وقتي خداوند به روح امر كرد كه در كالبد انسان جا‌بگيرد، روح رغبتي براي اين‌كه به اين كالبد گلي برود از خود نشان نداد. معتقدند كه در اين وقت حضرت جبرئيل اولين كسي است كه تنبور مي‌زند و روح نيز با شنيدن صداي تنبور، مست و بي‌خود شده و در كالبد بشر جا گرفته است. به تاييد اين ماجرا، حضرت مولانا مي‌فرمايد: «بانگ گردش‌هاي چرخ است اين‌كه خلق / مي‌سرايندش به تنبور و به حلق / بس حكيمان گفته‌اند اين لحن‌ها / از دوار چرخ بگرفتيم ما / ما همه اجزاي آدم بوده‌ايم / در بهشت اين لحن‌ها بشنوده‌ايم / ناله تنبور و بعضي سازها / اندكي ماند بدان آوازها.» جاي ديگري هم مي‌فرمايد: «مو به مو در ناله‌ام گويي كه استاد ازل / رشته جانم به‌جاي تار در تنبور بست.» منظور شاعر از تار، تار و پود بدن است. مي‌گويد به‌جاي تار و پود، رشته بدن من را با تنبور ساخته‌اند. عطار هم در جايي درباره بايزيد بسطامي مي‌فرمايد: «در كنار دجله سلطان بايزيد / سير مي‌كرد با جمعي مريد / داشت تنبوري پرسوز ميان ردا / پنهان ز خلق آن ساز خوش‌نوا / ناگه آمد آوايي ز بام كبريا / خورد بر گوشش كه اي شيخ ريا / آن‌چه داري در ميان كهنه دلق / ميل آن داري كه بنمايم به خلق / تا خلايق سنگ‌بارانت كنند / زنده زنده بر سر دارت كنند / در جوابش گفت آن شيخ باوقار / كاي خداوندي چرخ زرنگار / كردگارا ميل آن داري تو هم / شمه‌اي از رحمتت سازم رقم / تا خلايق از عبادت كم كنند / از نماز و روزه و حج رم كنند / آمد اين آوا ز باب ذوالمنن / ني زما و ني ز تو رو دم مزن.» براي همين است كه جاي ديگري مي‌گويد: «گر برآيد ناله تنبورها / سر برآرند مردگان از گورها.» اين‌كه آقاي پورناظري گفته و آقا سيدخليل هم مي‌گفت، كاملا درست است. تنبور ساز عشق است و با روح انسان عجين است. حتي خارجي‌ها هم به سرعت جذب آن مي‌شوند. هيچ سازي اين‌چنين آدمي را تكان نمي‌دهد. من به سفرهاي خارج از ايران كه مي‌رفتم، تاثير صداي اين ساز را روي خارجي‌ها مي‌ديدم. همه آنها دليل اين صداي زيبا و عجيب را مي‌پرسيدند و من هم همين شعرهاي مولوي و ديگر بزرگان را برايشان مي‌خواندم و دوستان هم ترجمه مي‌كردند. موضوع ديگري هم هست و آن‌هم اين‌كه درخت كه تنبور از آن ساخته مي‌شود، خودش روح دارد. به‌خصوص درخت توت كه در قرآن هم نامي از آن آمده است. زماني كه حضرت موسي(ع) كه كليم الله است و هم‌صحبت خداوند، مي‌خواهد كه او را ببيند، خداوند به او مي‌گويد كه به كوه طور بيايد و به درختي بنگرد كه نوري او را فرا گرفته است. ناگاه به موسي(ع) مي‌فرمايد: «اي موسي منم پروردگار جهانيان.» منصور حلاج هم كه اناالحق مي‌گويد و دستور قتلش را صادر مي‌كنند، شيخ شبستري درباره‌اش مي‌گويد: «روا باشد اناالحق از درختي / چرا نبود روا از نيكبختي.» مولانا هم مي‌فرمايد: «كيست غير از حق تا گويد اناالحق / اناالحق كشف اسرار است مطلق.» در تاييد اين مسئله حضرت مولا علي(ع) در خطبه‌البيان مي‌فرمايد: «اكنون در وجود من تابيده آن نور كه موسي(ع) در طور ديد و هدايت شد.» فكر مي‌كنم مسئله اين است كه ساز از درختي ساخته شده كه خداوند نظر خاصي نسبت به آن دارد. حافظ مي‌فرمايد: «جلوه‌اي كرد به جهان كه ببيند صورت خويش / خيمه بر مزرعه آب و گل آدم زد.»
سه‌تار هم از چوب درخت ساخته مي‌شود، چرا پس به تنبور تا اين اندازه بها مي‌دهند و چرا اين ساز را داراي صداي عرفاني مي‌دانند؟
همه سازها مشتق شده از تنبور هستند. اين ساز مادر همه اين سازهاست.    
من هنوز هم متوجه نشدم كه چه چيز در تنبور است كه صداي آن را تا اين اندازه زيبا و مورد توجه مي‌كند.
آواي دوست است ديگر (مي‌خندد). نمي‌شود به دنبال اين صدا در فيزيك و نحوه ساخت آن برويد. حالا تنبور به‌اندازه «تن‌تار» عجيب نيست. آقاي ناظري و آقاي عليزاده و آقاي درويشي و برخي ديگر از اساتيد وقتي «تن‌تار» را ديدند، تعجب كرده بودند كه اين ساز كاسه ندارد ولي صداي سه‌تار و تنبور مي‌دهد. مولوي مي‌فرمايد: «عقل گويد شش جهت حد است و بيرون راه نيست / عشق گويد راه هست و رفته‌ام من بارها.» اين‌ها فقط از طريق عشق است كه ثابت مي‌شود.
يعني در نحوه ساختش چيز به‌خصوصي وجود ندارد؟
اصلا. خودتان ملاحظه كرده‌ايد كه «تن‌تار» كاسه هم ندارد.
«تن‌تار» را كه شما ساخته‌ايد و ساز باستاني نيست كه بگوييم آواي دوست است؟
  اين تنبور است كه در دل آن سه‌تار به‌وجود آمده است. «تن‌تار» برابري مي‌كند با سازهايي كه كاسه دارند و در خيلي از موارد صداي دلنشين‌تري نسبت به آن‌ها دارد.    
آخر، تنبور با كاسه‌اش تنبور است، «تن‌تار» كه كاسه هم ندارد؟
(كمي مكث مي‌كند) ديگر نمي‌دانم. ما را بدان نهان راهي نيست.
ساخت ساز تنبور چه مدت زمان مي‌برد؟    
بستگي دارد. تنبور معمولي را يك‌هفته‌اي مي‌سازم. تنبور خوب دو هفته زمان مي‌برد و ساخت تنبور عالي تا يك‌ماه هم به‌طول مي‌كشد.    
چه فرقي با هم مي‌كنند؟    
كاري كه رويشان انجام مي‌شود متفاوت است. براي ساخت تنبورهاي عالي بايد بهترين چوب را پيدا كنيم. بعد مرحله پخت و پز است كه بايد ميزان آن به‌اندازه و درست باشد تا شيره و صمغ به تمامي از چوب دسته و كاسه بيرون بيايد و آب غليظ آن، روشن شود. بارها كه اين كار را كرديم، ساز را در آفتاب مي‌گذاريم تا خشك شود كه اين كار بهتر است، وگرنه براي خشك شدن آن، ساز را روي داش نانوايي‌ها مي‌گذاريم. در آخر هم بايد به دقت قوس بدهيم. هرچه كار بيشتري روي ساز انجام دهيم، ساز بهتري را ارائه مي‌دهيم.    
هر چه كار بيشتري انجام دهيد، صدا هم بهتر مي‌شود؟    
بله، كار بيشتر و جنس بهتر.    
پس صداي زيباي تنبور محصول كار بهتري است كه روي آن انجام مي‌گيرد؟
يكي چوب كهنه و خوب و ديگري كار تميز و درست. ولي اجازه بدهيد، بعضي وقتها تنبور صدايي سوزناك و عالي دارد كه ديگر دست استاد نيست. هرچه تنبور بسازيم، به‌هرحال صداي تنبور مي‌دهد، ولي گاهي اوقات صداي مست‌كننده‌اي دارد كه به نوع كار يا چوب ساز ربطي ندارد. نه تنها ما كه سازنده آن هستيم، سر درنمي‌آوريم كه اين صدا از كجاست، بلكه اساتيد تنبور هم در حيرت اين صدا هستند. گويي هر تنبوري روحي دارد كه الهي است.    
برخي از سازندگان ساز اعتقاد دارند، زماني‌كه سازي را با دست و بدون ابزار مدرن مي‌سازند، ساز بهتر و خوش‌صداتري به‌وجود مي‌آيد. مي‌گويند تماس دست با ساز باعث مي‌شود تا ساز را با عشق بسازنند. شما تا چه حد اين موضوع را قبول داريد؟    
تا حدي درست گفته‌اند، ولي ساخت ساز با دست يا وسيله، تاثيري در خوبي آن ندارد. اصل مطلب به حس و حالي برمي‌گردد كه سازنده در حال ساخت ساز دارد. يك زماني است كه سازنده همه وسايلش قديمي است ولي حقيقتا حالش وصل نيست. گاهي اوقات هم وسيله برقي دست سازنده است ولي عشق دارد و سيم باطنش وصل است. فرقي نمي‌كند، آن حس و حال و عشق دروني است كه در وجود ساز رسوخ مي‌كند. البته هنوز هم براي سازهاي سنتي ايران مثل خارجي‌ها كارخانه‌اي وجود ندارد و نهايتا از يك دريل برقي استفاده كنيم.
 از ساخت «تن‌تار» بگوييد. چگونه شد كه اين ساز را ساختيد؟
طرح اين ساز براي آقاي عالي‌نژاد بود. ايشان گفتند در نظر دارند كه سازي ساخته شود تا جواب دو ساز را بدهد. فقط صحبتش بين ما شد و وقتي ايشان در سال 79 به سوئد رفتند، فرصت نشد تا در كنار هم آن را بسازيم. بعد از حادثه دلخراشي كه در سوئد برايشان رخ داد (عالي‌نژاد در سوئد به‌طرز مشكوكي به قتل رسيد) و بعد از پرواز ملكوتي‌شان، به ياد روح بلندشان اين ساز را همان‌گونه كه خواسته بودند، ساختم. «تن‌تار» مورد تائيد خانه موسيقي و اساتيد قرار گرفت و بعد از آن براي ثبت به اداره ثبت اختراعات معرفي شد. براي اين‌كار نبايد نمونه‌اي ايراني و خارجي وجود داشته باشد، بنابراين تحقيق شد و به عنوان «تن‌تار خليل به شماره 30204 »د ر اداره ثبت و اختراع كشور ثبت شد. در حال حاضر هم در اين فكر هستند تا اين ساز را به ثبت جهاني برسانند، چون در جهان هم، اينكه دو ساز را در يك ساز قرار دهند، سابقه نداشته است. فعلا صحبت است تا به دانشگاه وين برود براي ثبت جهاني.
شما شاگرد استاد اشرفي بوديد و پس از آن پيش عالي‌نژاد رفتيد؟
استاد اشرفي، بيست و يك‌سال پيش استاد من بود. پس از آن براي تكميل شدن كار خدمت آقاي عالي‌نژاد رسيدم و با او به تهران هم آمدم و حدود شش سالي تا مهاجرت ايشان به سوئد، با او به‌كار ساخت سه تار و تنبور مشغول بودم.    
عالي‌نژاد هم ساز مي ساخت؟    
ايشان با مهر «قلندر» ساز مي ساختند. البته در كرمانشاه با مهر «شيدا» و پس از آن «قلندر». بعدها كه ديگر ترافيك كاري ايشان زياد شد، كار سازسازي را تعطيل كردند و از سازهاي من براي نوازندگي استفاده مي‌كردند. اولين ساز ايشان «نريمان» بود كه حدود 40 سال پيش ساخته شده بود. ساز دومش هم «مجذوب» بود كه ساخته من بود و در موزه ايران باستان و تالار انديشه با آن برنامه اجرا كرد.    
از استاد اشرفي بگوييد.    
ايشان استعدادي ذاتي داشتند كه خداوند به ايشان داده بود. نه تنها در ساخت تنبور، بلكه در ساخت سه‌تار و تار و قبل از آن هم در كار چوب بسيار ماهر بودند. از نظر اخلاقي انسان رئوف و مهرباني بود و هميشه آرزويش اين بود كه تا زمان مرگ در كارگاه خود در حال ساخت ساز باشد. مي‌گفت دوست دارد تا تابوت او را به كارگاه بياورند و از آنجا ببرندش. بسيار هم سخاوتمند بود. خيلي از اوقات كه دانشجويان به او مراجعه مي‌كردند و پولي نداشتند، ساز را به آنها هديه مي‌داد و مي‌گفت دعايي در حقش كنند، كفايت مي‌كند. در روستاي فش در حال حاضر بيش از 300 خانوار مشغول ساخت سازند كه مستقيم و غيرمستقيم شاگرد ايشان بوده‌اند.    
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:22  توسط پوریا کاظمی  | 

 
منوچهر اشرفي:
صداى ساز پدر در يادم مانده است
استاد اشرفي صاحب هفت فرزند (پنج پسر و دو دختر) بود كه دو تن از آنها «علي» و «جهانبخش» در كار ساخت ساز بودند و در اين كار تبحري هم داشتند. اما در حال حاضر كسي از خانواده اين استاد، شغل پدر را ادامه نمي‌دهد و سازي نمي‌سازد. علي كه فوت مي‌كند و جهانبخش نيز به علت ناراحتي ريوي، ساخت ساز را رها مي‌كند. منوچهر اشرفي، پسر استاد يداله اشرفي است كه به گفته خودش به ساز علا‌قه خاصي دارد. او كارمند اداره دارايي است و دستي هم در كارهاي الكتريكي دارد. درباره پدر با او گپ كوتاهي زديم كه مي‌خوانيد:
 
استاد اشرفي صاحب هفت فرزند (پنج پسر و دو دختر) بود كه دو تن از آنها «علي» و «جهانبخش» در كار ساخت ساز بودند و در اين كار تبحري هم داشتند. اما در حال حاضر كسي از خانواده اين استاد، شغل پدر را ادامه نمي‌دهد و سازي نمي‌سازد. علي كه فوت مي‌كند و جهانبخش نيز به علت ناراحتي ريوي، ساخت ساز را رها مي‌كند. منوچهر اشرفي، پسر استاد يداله اشرفي است كه به گفته خودش به ساز علا‌قه خاصي دارد. او كارمند اداره دارايي است و دستي هم در كارهاي الكتريكي دارد. درباره پدر با او گپ كوتاهي زديم كه مي‌خوانيد:
«من سازنده ساز نيستم و كار خودم را انجام مي‌دهم. علتش اين است كه پدر هميشه ما را آزاد مي‌گذاشت تا خودمان راه خود را پيدا كنيم و هيچ‌گاه اصراري به اين نداشت تا چون او سازنده ساز شويم. من نسبت به ساز خيلي علا‌قمندم، نه اينكه نوازنده باشم، ولي گه‌گداري ساز مي‌زنم. اين علا‌قه به دوران كودكي‌ام مربوط مي‌شود. از هشت سالگي يادم هست كه پدر صبح‌ها ساز مي‌زد و ما با صداي ساز او از خواب بيدار مي‌شديم. هنوز هم صداي سازش در يادم مانده است. «طرز مجنوني» و«شيخ اميري» را مي‌زد و واقعا هم كه چه دلگير مي‌زد.
پدر، نوازنده سنتي نبود و آن‌قدرها به دستگاه‌هاي موسيقي ايران تسلط نداشت. اما مقام‌هاي قديمي تنبور را به‌خوبي فرا گرفته بود و آن‌ها را با تنبور، بسيار زيبا مي‌نواخت. از زماني كه يادم مي‌آيد، ساز مي‌زد. بيشتر تنبور مي‌زد و دستي هم در تار و سه تار داشت كه همه‌اش هم از ساخته‌هاي خودش بود. تا قبل از انقلا‌ب تنها بود و براي خودش كار مي‌كرد و يا براي دوستانش با رنگ‌هاي متفاوت و متنوع ساز مي‌ساخت. بعد از انقلا‌ب، آرام آرام جوانان به موسيقي علا‌قمند شدند و يكي يكي پيش او آمدند و شاگردش شدند. حدود سي و چند سال در كار تربيت شاگرد بود كه شاگردان او اكثرا از ساز سازان خوب و متبحري هم هستند. از شاگردان او كه نامشان در حال حاضر در يادم مانده، يكي «محمد عبدالملكي» است كه سرپرستي كارگاهي در اصفهان را داشت و حالا‌ هم كارگاهش را در همدان اداره مي‌كند. «فريدون حقيقي» هم كه سازهايش فوق‌العاده است و بين نوازندگان بسيار معروف است، يكي ديگر از شاگردان پدر است. همچنين «تورج جمالي» كه در كار ساز سازي بسيار موفق است و به گمانم در كرج كارگاهي دارد.
پدر در كار ساخت ساز به همه‌چيز، از خريد و نوع چوب گرفته تا كار پخت و پز و ساخت آن، نظارت مي‌كرد. اما هرگز با شاگردانش بداخلا‌قي نمي‌كرد. بسيار خوش‌برخورد و خوش‌اخلا‌ق و مهربان بود. همه شاگردانش هنوز هم با نيكي از او ياد مي‌كنند.
كهولت سن باعث شد تا پدر در سن 86 سالگي به بيماري سرطان كيسه صفرا دچار شود. بعد از عمل جراحي در بيمارستان كرمانشاه، دكترها از او قطع اميد كردند و ما هم او را به خانه آورديم. اين اواخر با وجود مريضي سختي كه داشت، باز هم چون هميشه مهربان بود. بارها مي‌گفت كه 26 سال اضافه از خداوند عمر گرفته و تا همان 60 سالگي برايش كافي بوده است. تا سالي كه مريض شد، همچنان ساز مي‌ساخت، ولي مريضي ديگر برايش رمقي نگذاشته بود و همين امر دلگيرش مي‌كرد. حالا‌ در روستاي ما امرار معاش بسياري از خانوارها از ساخت ساز تامين مي‌شود.»
 

                                                                          

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 12:12  توسط پوریا کاظمی  | 

                                                                                                 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 10:15  توسط پوریا کاظمی  | 

 

 

 

 

 

 

 

                                                     

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:34  توسط پوریا کاظمی  | 

 

 

                                                                                               

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 12:23  توسط پوریا کاظمی  | 

ششمين سالگرد درگذشت سيدخليل عالى‌نژاد در «صحنه» برگزار شد
و تن‌تار، بى تو نواخت

 

ظهر 27 آبان ماه 1386 همچون 27 آبان پنج سال گذشته، منطقه نزديك به دربند شهرستان صحنه مملو از جمعيت است. صندلي‌ها را چيده‌اند و كنار مقبره سيدخليل جايگاه كوچكي براي اجراي برنامه درست كرده‌اند. از سال 1380 كه عالي‌نژاد در سوئد به قتل رسيد تاكنون، اين مجلس به محفلي براي دورهم جمع شدن دوستداران او تبديل شده تا در مراسم سالگرد او به تنبور و به دف بزنند و ياد او را گرامي بدارند

                                               


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 12:20  توسط پوریا کاظمی  | 

                                                                                              

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 11:58  توسط پوریا کاظمی  |